امروز هم که ظاهرا وی "سقراط زمانه" شده است.

فکر می کنید عنوان بعدی رئیس جمهور چه باشد؟
در این مسابقه شرکت کنید و نظراتتان را در بخش نظرات اعلام کنید.
به برندگان مسابقه به قید قرعه یک عدد خروس قندی ارزان قیمت(تهیه شده از محله رئیس جمهور) اهدا خواهد شد...
ضمنا، یک پیشنهاد هم دارم. از آنجا که سایت حامیان رئیس جمهور، به علت تشبیه وی به شهید رجایی، "رجانیوز" می باشد، پیشنهاد می کنم از این به بعد نام سایت طرفداران وی به "سقراط نیوز" تغییر کند. علاوه بر این، از مسئولین وزارت ارشاد خواهشمندم نام شاهکار ادبی سرکار خانم فاطمه رجبی را از "احمدی نژاد، معجزه هزاره سوم" به "احمدی نژاد، معجزه یونان باستان" یا "احمدی نژاد، معجزه همه اعصار" تغییر دهند...
اشتباه نشود؛ این مخالفت با ترور و تروریسم اصلا ربطی به درستی یا نادرستی ریشه های تروریستی مسئله ندارد. به بیان دیگر، دعوای ما اینجا اصلا دعوای حق و باطل نیست. چه بسا بسیاری از کسانی که دست به اعمال تروریستی می زنند، خواسته های حق و صحیحی داشته باشند و چه بسا از روی ناچاری و در مواجهه با بی عدالتی عظیم موجود در جای جای جهان، رو به عمل تروریستی آورده باشند. اما به هر حال، نفس عملیات تروریستی و ایجاد رعب و وحشت، در درجه اول با عنایت به مفاهیم دینی و متون اسلامی کار صحیحی نیست.
ضمنا، هنگامی که ما مسببین عملیات تروریستی را، به علت اعتقاد به مفاهیم دینی محکوم می کنیم، طبیعتا عاملین جنگ و خونریزی را (که در واقع مسبب تروریسم و خشونت اکبر هستند) نیز زیر سوال می بریم.
و البته از این که تروریست های نادان در توجیه اعمالشان از واژه های مقدس و دینی چون "جهاد" استفاده می کنند نیز غصه می خوریم...
این ها را گفتم تا قبل از اعلام خبر، موضع خودم را مشخص کرده باشم.
آنچه با خواندن این خبر به ذهنم می رسد، بروز و ظهور جلوه نوینی از تروریسم است که اسمش را "تروریسم اینترنتی" می گذارم.
ظاهرا عده ای نوجوان خام و جاهل، تصمیم دارند تحت عنوان "جهاد مجازی"، سرخود اقدام به هک کردن برخی از وبلاگهای بلاگفا، که به زعم خودشان غیر اخلاقی و غیر دینی هستند، و با نظام و اسلام مشکل دارند، بپردازند.
برای آشنایی بیشتر با این جاهلان اینجا را کلیک کنید.
فعلا کاری به تیتر انتخابی رجانیوز و نحوه پوشش این ماجرا توسط این سایت، و اوج بلاهت و ناپختگی مدیران سایت پولدار و نفت خیز رجا ندارم.
این کار بدون شک همانقدر جاهلانه و نابخردانه است که یک تروریست، به نام اسلام، بمب به خود ببندد و خود را در میان جمعیت منفجر کند.
سالها متفکرین دینی، نظیر استاد مطهری، به مبارزه با اندیشه های مارکسیستی پرداختند. شخص شهید مطهری، بخشی از زندگی خویش را صرف مبارزه با این شعار مارکسیستی نمود که "هدف، وسیله را توجیه می کند."
این که چند نوجوان نادان، به خیال خودشان علم جهاد را بردارند و به "هک" کردن سایتها و وبلاگها بپردازند و تازه به مدیر بلاگفا هم اولتیماتوم بدهند که اگر حرفشان را گوش ندهد چنین و چنان خواهند کرد، مصداق شعار مارکسیستی توجیه هدف با وسیله است. و در واقع، از منظر دینی، هک کردن سایتها به این بهانه عین التقاط و نابخردی است.
بر همین اساس، من شخصا به عنوان یک یوزر از خیل کاربران بلاگفا، از مدیر این سرویس مطلوب وبلاگ تقاضا دارم در مقابل این نوجوانان و جوانان نابخرد، کوتاه نیاید و راه را برای سوء استفاده های بعدی این قشر باز ننماید.
با توجه به این که مدیر بلاگفا در جوابیه اش اعلام کرده که اکثر سایتهای مورد نظر این گروه غیرقانونی، سیاسی بوده و نه اخلاقی، شخصا اعلام می کنم اگر حتی یک وبلاگ سیاسی (با هر خط مشی و نگرشی) با توصیه این گروه توسط مدیر بلاگفا حذف شود، بار خود را از بلاگفا خواهم بست و به یک سرویس دیگر نقل مکان خواهم نمود.
امیدوارم این پاراگراف آخر را کسی، به غرور و خودخواهی تعبیر نکند. حتما شما هم دلتان مثل من نمی خواهد کسی از این طریق و با اعمال فشار غیر انسانی و غیر قانونی، به نیات سیاسی اش دست یابد...
طبق معمول زمانی را به جستجو در منابع اینترنتی و گسترش اطلاعاتم درباره رسانه های سوئدی، اختصاص دادم.
بدون تعارف، نتایج این جستجوی مختصر، مخصوصا درخصوص مالکان رسانه ها در سوئد آنقدر شگفت انگیز بود که به ذهنم رسید آن را در یک رسانه معتبر تر منتشر کنم.
اگر توانستم به این هدف برسم که لینک آن را چند روز آینده اینجا می گذارم. در غیر این صورت کل مقاله را در همین جا درج می کنم.
دنیا شده جایگاه آدمهای خطرناک، جنایتکار و نفرت انگیز...
خداحافظ پاواروتی...
این یعنی چه؟
یعنی خداوند همواره با انسان های خوب است و یانگوم عزیز ما نیز از این قاعده مستثنی نخواهد بود.
یعنی می توان با داشتن یک ذهن پویا، اراده قوی، شجاعت و پشتکار، درست مثل یانگوم، در نهایت پیروز شد و شایستگی خود را ثابت نمود.
یعنی یک عالمه درس برای زندگی من و شما و میلیونها مخاطب ایرانی ...

حالا برگردیم به دستپخت کارگردانان پولدار و صد البته خلاق و پر مخاطب وطنی!
نرگس با شوکت سر جنگ دارد. آبجی نرگس عروس شوکت است. نسرین از بهروز خوشش می آید. بهروز از پدرش بدش می آید. شوکت تجدید فراش کرده است. بهروز با دختر عمویش در ایتالیا روی هم ریخته، دارد ایدز می گیرد. نسرین از خانه فرار کرده. نرگس هم یک خواستگار سمج دارد. من و شما هم این ماجرا را دنبال می کنیم.
کارگردان خلاق ایرانی میلیونها تومان پول بابت دستمزد ساخت نرگس می گیرد و ما نود شب شاهد خاله خانباجی بازی ها و دعواهای دختر و پسری و زن و شوهری یک سری آدم مریض و سالم هستیم...
هزاران کیلومتر آنطرف تر، کارگردان چشم بادامی صرفا با استفاده از مسائل ساده ی آشپزی و پزشکی، در یک لوکیشن محدود در یک قصر، مفاهیم زیبایی چون گذشت، پشتکار، تلاش، هوشمندی و تدبیر را به تصویر می کشد و چشم میلیونها بیننده را به تلویزیون میخ می کند.
اما در کشور عزیز ما، با سابقه هزاران سال تمدن و فرهنگ، با صدها خاندان و سلسله پادشاهی، با میلیونها خط شعر و کتاب و فکر، کارگردانان بدنبال ازدواج و دعواهای بی ارزش خانوادگی هستند. بسیاری از سریالهای تلویزیونی پر شده اند از خواستگاری و بله برون و طلاق و ازدواج و غیره...
اینطور نیست؟
امشب که به مراسم شب ولادت امام عصر، تولد خودم و تولد این کلبه اینترنتی (که از قضا هر سه همین شب رخ داده) فکر می کردم، با خود گفتم برای چنین شبی، چه هدیه ای بهتر از "تا کی؟" استاد شجریان؟
لذا این غزل استثنایی را که زبان حال همه منتظران قائم آل پیامبر است تقدیم می کنم به همه خوانندگان عزیزی که قلبی پاک و سرشتی آسمانی دارند...
جانا ز فراق تو این محنت جان تا کی؟
دل در غم عشق تو رسوای جهان تا کی؟
.
.
.

یقینا اگر چنین صحنه ای را در وطن خودتان دیده بودید فکر می کردید که عکس مذکور متعلق به بطری سرکه یا چیزی شبیه به آن باشد.
به سراغ فروشنده می روید. از قضا او نیز هموطن شماست. از اینکه این کلمه ایرانی در کافی شاپی دیده می شود که فروشنده ایرانی دارد کلی کیف می کنید.
با توضیحات فروشنده مات می شوید. مخصوصا وقتی می فهمید که محصول مذکور هیچ ربطی به کشورتان ندارد و اساسا توسط چشم آبی ها در یک گوشه دیگر دنیا تولید شده است.
کمی به ذهنتان فشار می آورید و یادتان می آید که عبارت "شراب شیراز" برایتان خیلی آشناست. این بار هم به سراغ جعبه دو کیلوگرمی معجزه آسایتان می روید. اینترنت که خرجی ندارد. لپ تاپ هم که سبُکش خوب است، نه؟
در می یابید که شیراز، نام یک نوع مخصوصی از انگور است که در استرالیا، آفریقای جنوبی، آمریکا و کانادا یافت می شود.

انگور شیراز
آنطور که ویکی پدیا توضیح داده، علت نامیده شدن این نوع انگور به نام یکی از شهرهای ایران، آنست که ظاهرا شهر شیراز ۷۰۰۰ سال پیش مبدا اولین نوع شراب ساخت بشر است. مجددا بهت زده می شوید!
گرچه آنچه شما دیده اید مربوط به شکلات هایی است که از انگور شیراز گرفته شده اما شیراز، نام شرابی است که امروزه در چند کشور تولید می شود.
تولید کننده اصلی شراب شیراز، همانطور که می بینید استرالیا است. آنطور که فروشنده گفته آفریقای جنوبی نیز به همراه آمریکا سهمی در تولید شراب شیراز دارد.
خوب وقوع چنین اتفاقی برای شارژ شدن صبحگاهی شما کافیست. می توانید تا شب در سنتروم های قلب اسکاندیناوی ولگردی کنید...