تبليغاتX
روزگـــــــــار
یادداشتهای یک ذهن درگیـــر
ابتدا تصمیم داشتم این سطور را دیشب بنویسم ولی آنقدر عصبانی بودم که گفتم نکند این مطلب رنگ و بوی عصبانیت بگیرد و نتوانم حق مطلب را ادا کنم...

"خیلی دور خیلی نزدیک" به اعتقاد من یک شاهکار سینمایی است. فیلمی که هم از لحاظ ساختار و هم از لحاظ محتوا اثری به غایت قوی و تاثیر گذار است. شاید بعد ها بطور مفصل درباره این فیلم بنویسم.

شب گذشته، صدا و سیما این فیلم را در قالب برنامه "صد فیلم" شبکه ۳ پخش کرد. از مدتها قبل برنامه ریزی کرده بودم که بتوانم یکبار دیگر این فیلم دیدنی را ببینم.

کسانی که "خیلی دور خیلی نزدیک" را دیده اند می دانند که ۹۰ درصد پیام و محتوای فیلم در چهار-پنج دقیقه پایانی آن خلاصه می شود.

گرم دیدن فیلم و غرق در دیالوگهای استثنایی آن بودم. درست زمانی که فیلم به آن چهار-پنج دقیقه حیاتی و نفس گیر رسید، اتفاقی افتاد که فکر نکنم اگر کسی آن را ندیده باشد باور کند.

نوابغ پخش شبکه سه، فیلم را قبل از اینکه به پایان برسد، درست در زمانی که به اوج خود رسیده بود، قطع کرده، بدون مقدمه سریال طنز مسخره "شهر قشنگ" را پخش کردند.

باور مثله کردن فیلم ارزشمندی چون خیلی دور خیلی نزدیک، کمی دشوار است اما حقیقت دارد. مفاخر صدا و سیما یک بار دیگر یک "شاهکار" آفریدند.

گلایه رضامیرکریمی، کارگردان فیلم را در این باره از خبرگزاری فارس بخوانید.

به شدت بهت زده و عصبانی بودم. با خود گفتم این ملت حقشان است که چنین برخوردی با ایشان بشود.

ملتی که عاشق نرگس و یانگوم و خاله خانباجی بازی های دلقک های طناز تلویزیون هستند، حقشان است که چنین اتفاقی در "رسانه ملی"شان رخ بدهد.

ملتی که در هنر سینما، بدنبال رنگ لنزهای چشم محمدرضا گلزار و پرو پاچه ی مهناز افشار هستند، باید هم اثر قدرتمند و تاثیرگذاری چون "خیلی دور خیلی نزدیک" را این چنین مثله شده و بی دست و پا ببینند.

تعارف که نداریم، حقمان است...

+ نوشته شده در شنبه سی ام تیر 1386ساعت توسط رضا |

نمی دانم چه شد که دیروز، این فکر شیطنت آمیز به سرم زد و تقریبا کل دیروز و امروز مشغول رسیدگی به این خواسته هیجان انگیز بوده و هستم.

جستجو در اینترنت، برای یافتن دوستان و آشنایان قدیمی، شاید در وهله اول کار ساده و عبثی به نظر برسد، اما باور کنید بسیار هیجان انگیز است.

در این یکی دو روزه، بسیاری از دوستان دوران دبستان و راهنمایی و دبیرستان را یافتم. خیلی هاشان همانطور موفق و کاردرست، باقی مانده اند، بعضی هاشان هم برخلاف تصور، خراب کرده اند و سرنوشت نامعلومی (از نظر من) در انتظارشان است.

ضمن اینکه بسیاری از وبلاگ نویسان و شخصیت های مشهور عرصه اینترنت را هم که سخت مشتاق دیدارشان بودیم، زیارت کردیم!

اگر از من می شنوید، در اوقات بیکاری، حداقل یکبار این مسئله را تجربه کنید.

اگر عضو جوامعی چون orkut, facebook و ... هستید، (به شرط عبور از فیلتر)حتما نام کامل دوستانتان را جستجو کنید. اگر در هیچکدام از اینها هم چیز بدردبخوری گیر نیاوردید، به خود گوگل بروید و با قرار دادن اسم دوستان در میان گیومه، عین نام و نام خانوادگی شان را جستجو کنید.

کمی حوصله به خرج بدهید و تلاشتان را به هر دو زبان فارسی و انگلیسی انجام دهید. اگر هم خیلی حوصله داشتید در بخش "تصاویر" گوگل هم جستجو کنید.

شرط می بندم با دیدن دوستان قدیمی، لذت وافری خواهید برد و به جان پدر جد ما دعا خواهید نمود...

+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت توسط رضا |

خبر سنگسار مرد قزوینی، چند روز گذشته بازتاب وسیعی داشته است. انواع و اقسام اظهارنظرها و اعتراضات به این موضوع از سرتاسر جهان نثار حکومت ایران شده.

آسیه امینی که در محل سنگسار حاضر شده، در این باره از قول اهالی محل می گوید اگر خبر دستور هاشمی شاهرودی، نیم ساعت زود تر از قزوین می رسید، این حکم اجرا نمی شد.

ظاهرا رئیس قوه قضائیه دو هفته پیش دستور عدم اجرای حکم را صادر کرده اما قاضی آنطور که اعتماد نوشته، خودسرانه اقدام به اجرای حکم، آن هم بدون حضور مردم در روستای آقچه کند توابع شهرستان تاکستان نموده است. ضمن اینکه  رئيس دادگستري قزوين براي اداي توضيح به تهران احضار شده" که وي در اين جلسه عنوان کرده بود که اطلاعي از اجراي حکم نداشته و قاضي اجراي احکام تاکستان خودسرانه اين اقدام را انجام داده است".

روز گذشته سخنگوی قوه قضائیه در همین ارتباط سخن از "استقلال قاضی" زده و به نوعی اجرا نشدن دستور رئیس قوه قضائیه را در همین راستا توجیه کرده است.

هنوز از توقیف هم میهن چند صباحی نگذشته است. جالب اینجاست که دادستان تهران علت توقیف هم میهن را روند مخدوش دادرسی عنوان کرده و هزار و یک عیب به حکم قاضی و دادگاه گرفته است.

روشنتان کنم؛ در سیستم پیشرفته قضایی کشور، قاضی در قبال دستور رئیس قوه قضائیه، "استقلال" دارد اما رای قاضی هم میهن، توسط دادستان تهران برگردانده شده!

یعنی رئیس قوه قضاییه اجازه دخالت در رای قاضی را ندارد اما دادستان تهران این اجازه را دارد!

جالب نیست؟!!!

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت توسط رضا |

امروز ایمیلی دریافت کردم از یاهو مبنی بر این که ظاهرا سرویس  "Yahoo! Photos" در شرف بسته شدن قرار دارد و باید عکسهایتان را نجات بدهید:

متنمان کجا بود

با کلیک بر جمله آبی رنگ "tell us what to do with your photos"  به یک صفحه جدید راهنمایی شدیم که این گونه بود:

ایضا مثل بالایی

پس آن همه عکسی که در یاهو آپلود کردیم در حال نابودی است و تا 72 روز دیگر باید فکری به حالشان بکنیم.

یاهو برای نجات عکس ها، چند سرویس فوق یعنی flickr, Kodak Gallery, shutterfly, photobucket, & snapfish را پیشنهاد داده است.

مشکل آنجاست که از سرویسهای آپلود عکس فوق، معروف ترینشان یعنی فلیکر فیلتر است! و از آنجایی که برای فیلتر کردن سرویس آپلود عکسی چون فلیکر، هیچ دلیل منطقی و عقلانی به نظر نمی رسد، احتمال اینکه سایر سرویس ها هم همینطور الکی فیلتر شوند بسیار بالاست.

مسئولین محترم فیلترینگ، جان مادرتان بگویید اگر قرار است سرویس دهندگان فوق فیلتر شوند، بیخود به زحمت نیفتیم و وقتمان را تلف نکنیم و عکسهایمان را بجای اینترنت، در آلبوم شخصی مان نگه داریم.

از این به بعد هم اگر کسی خواست هر کدام از این عکس ها را ببیند تشریف بیاورد منزل ما! خرج ایاب و ذهابش را هم از مسئولین محترم فیلترینگ بگیرد. 

پی نوشت: الان که چک کردم، غیر از فلیکر، اسنپ فیش و فوتو باکت هم فیلترند. یعنی از ۵ سرویس پیشنهادی یاهو، سه تاشان فیلتر است! این یعنی همانطور که گفتم، بهتر است وقتمان را تلف نکنیم!

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت توسط رضا |

متاسفانه تا به امروز موفق به تماشای شبکه Press TV نشده ام. ندیده و نشنیده مطمئنم این شبکه در آغازه راه خود، اشکالات و ایرادات فراوانی خواهد داشت. البته عجیب هم نیست و هر شبکه تلویزیونی در ابتدای کار خود ممکن است کمابیش چنین مشکلاتی داشته باشد.

لوگوی پرس تی وی

با این اوصاف، نکاتی درباره آغاز به کار این شبکه وجود دارند که به ذکر آن می پردازم:

- صرف به راه انداختن یک شبکه خبری ۲۴ ساعته انگلیسی زبان توسط کشوری که به تازگی اهمیت یکی از حیاتی ترین مسائل هزاره سوم، یعنی مبحث "رسانه" را دریافته اتفاق بزرگی است.

ایران با این کار، دایره مخاطبانش را شدیدا افزایش خواهد داد. ضمن اینکه اساسا دیدن اخبار و تحلیل ها با یک نگرش جدید و متفاوت از فضای کلی رسانه های جهانی که در اختیار شبکه هایی چون سی ان ان ،بی بی سی، الجزیره، فاکس نیوز و ... است، برای بیننده، جذاب و جالب توجه خواهد بود.

- رقابت کردن با شبکه هایی چون بی بی سی، سی ان ان و الجزیره انگلیسی(که به اعتقاد من چند سال دیگر، تبدیل به شبکه خبری اول جهان خواهد شد) کار دشوار و پرهزینه ای است. با این وجود، ورود به عرصه این رقابت، آن هم از سوی کشوری که در کانون توجهات جهان قرار دارد، کار شجاعانه و مدبرانه ای است.

- آنطور که از دوستانم در شبکه خبر شنیده ام، مسئولان برای راه اندازی پرس تی وی، برنامه ریزی نسبتا خوبی داشته اند. تهیه کنندگان شبکه پرس تی وی، قبل از آغاز به کار این شبکه به اندازه  ۷ ماه برنامه مستند تهیه کرده اند. کارکنان و گزارشگران این شبکه نیز از تحصیل کرده های  رشته خبرنگاری در بیش از ۴۰ کشور دنیا انتخاب شده اند که قرار است، با توجه به اصول و استانداردهای جمهوری اسلامی ایران، به تهیه برنامه و گزارش بپردازند.

- این که در این شبکه، دید "کارمندی، استخدامی" وجود ندارد، یکی از ویژگی های مثبت آن است. به این معنا که چون گزارشگران برون مرزی شبکه، "کارمندان استخدامی سازمان صدا و سیما" نیستند، و خیالشان از بابت حقوق ثابت آخر برج راحت نیست، کیفیت گزارش ها و مستندات تهیه شده در شبکه بدون شک بالاتر از تولیدات کارمندان صدا و سیما در شبکه های داخلی چون شبکه خبر خواهد بود. اظهارات نادر طالب زاده در این خصوص و دعوت از مستندسازان حرفه ای آمریکایی برای همکاری با این شبکه را ببینید.

- جالب است بدانیم، یکی از فاکتورهایی که در بحث رسانه، سبب افزایش مخاطبان می شود و امروزه، رسانه های حرفه ای دنیا بطور جدی به آن توجه می کنند، مسئله "مدیریت نقد" است. به این معنا که امروزه، "انتقاد" در دید مخاطب نسبت به شبکه بسیار تاثیر گذار است. به همین خاطر در شبکه های حرفه ای دنیا می بینیم که مثلا سی ان ان، همه روزی اخباری در نقد جرج بوش و بی بی سی، اخباری در مخالفت با سیاستهای بلر پخش می کند. این مطلب یک تکنیک پذیرفته شده در رسانه های حرفه ای امروز جهان است و سبب بالارفتن میزان اعتماد مخاطبان (مخصوصا مخاطبان غربی) به رسانه خواهد شد.

با این وجود، اگر پرس تی وی می خواهد "حرفه ای" باشد، باید دایره انتقادات خود، نسبت به مسائل درون ایران و جمهوری اسلامی را گسترده تر کند.  مدیران پرس تی وی باید بدانند که "یک انتقاد و یک تمجید"، به مراتب تاثیر گذارتر از "دو تمجید"، در نظر مخاطبان غربی است.

- وب سایت این شبکه، صد در صد حرفه ای و مدرن طراحی شده است. لوگوی این شبکه، به رنگ آبی طراحی شده که نماد صلح است و با توجه به همرنگ بودن با پرچم اسرائیل و آرم سازمان ملل و سازمانهای زیرمجموعه آن، می تواند به خوبی بر مخاطب غیر ایرانی تاثیر گذار باشد. به نظر من، بعید است انتخاب رنگ آبی برای لوگو و وب سایت این شبکه، به طور تصادفی و غیرهدفمند بوده باشد.

 وب سایت پرس تی وی

پرس تی وی به نظر من با توجه به بودجه سازمان صدا و سیما و بی تجربگی مسئولان در راه اندازی چنین پروژه عظیم رسانه ای، فعلا قدرت رقابت با بی بی سی، سی ان ان و الجزیره انگلیسی را نخواهد داشت. اما این قابلیت را دارد که با شبکه هایی چون France24 و  RussiaToday  رقابت کند. ضمن آن که مطمئنم گذشت زمان و برنامه ریزی دقیق و تخصیص اعتبار مناسب به این پروژه، کیفیت و قدرت تاثیرگذاری این شبکه را افزایش خواهد داد...

+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت توسط رضا |

به نظر شما عمر روزنامه های معتبر غربی چند سال است؟ بد نیست یک بررسی مختصری در این رابطه داشته باشیم:

گاردین: ۱۸۶ سال

واشنگتن پست: ۱۳۰ سال

هرالد تریبون: ۱۲۰ سال

وال استریت جورنال: ۱۱۸ سال

نیویورک تایمز: ۱۵۶ سال

لوس آنجلس تایمز: ۱۲۶ سال

واشنگتن تایمز: ۱۲۵ سال

...

این در حالی است که این روزنامه ها هنوز به کار خود ادامه می دهند.

حال ببینیم عمر بعضی از روزنامه های داخلی، که اخیرا توقیف شده اند چقدر بوده است:

هم میهن: ۴۲ روز

روزگار: ۳ روز

شرق: ۲ سال و ۱۲۵ روز (گوش شیطان کر این روزنامه چند صباحی است مجددا کار خود را آغاز نموده و خدا می داند چند روز دیگر عمر خواهد کرد...)

....

گفتگو با زهرا امیرابراهیمی

دیروز، بار دیگر هم میهن توقیف شد. بدون هیچگونه توضیحی، اخبار جانبی را بخوانید و خودتان قضاوت کنید:

- هم میهن توقیف شد، فارس

- علت توقیف هم میهن از زبان دادستان تهران ، فارس

- علت توقیف هم میهن: مصاحبه با زهرا امیر ابراهیمی ... ، الف

- قاضی پروند هم میهن: روند دادرسی و دادگاه هیچ اشکالی نداشته، ایسنا

- وکیل هم میهن: ایرادات وارده مبنای قانونی ندارد، ایسنا

احتمال اینکه شما هم ایرادات وارده را بخوانید و مثل من چیزی دستگیرتان نشود بسیار بالاست. اگر در یک جمله بخواهم کل علل اظهار شده ی مرتضوی را خلاصه کنم، باید بگویم، "عشقشان کشید و توقیف کردند" همین.

....

مسابقه روز: هر روزنامه غیر اصولگرایی که بتواند بیش از ۴ سال دوام بیاورد، یک عدد چیپس چی توز بهمراه آرشیو چند هزار ساله روزنامه کیهان را جایزه خواهد گرفت...

+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت توسط رضا |

مدت زمانی بدنبال یک قالب درست و درمان بودم که در این خرده فضای اینترنتی درج کنم و خلق الله با دیدن آن لذت ببرند.

الگوی ذهنی ام یک قالب نسبتا ساده، با پس زمینه سفید و با رعایت اصول وبلاگ نویسی(که بعدا شاید در مورد آن چیزی بنویسم) بود. چیزی شبیه به این قالب بلاگ اسپات که به شدت آن را می پسندم...

شاید با بعمل آوردن یک سرچ ساده با استفاده از عبارت "قالب بلاگفا" در گوگل و مشاهده نتیجه تقریبا ۳۳۹۰۰۰ صفحه ای، خیال آدم از اینکه بالاخره در بین این ۳۳۹۰۰۰ صفحه، می شود قالب دلخواه را یافت، راحت شود.

با خیالی آسوده با خود گفتم با صرف چند دقیقه وقت، حتما قالب دلخواهم را پیدا کرده و فاتحه ای هم نثار پدر جد بزرگوار سازنده قالب خواهم نمود.

این که برای یافتن قالب دلخواه، تقریبا دو نیم روز از وقت گرانبهایم را صرف کردم به کنار، این که قالبی که پیدا کردم را نیز با هزار جور دستکاری و بدبختی تنظیم کردم هم به کنار، اینکه بیش از صد صفحه از صفحات پیدا شده ی گوگل را هم دیدم به کنار.

از این مسائل که بگذریم، چیزی که برایم جالب بود، نوع نگرش قالب سازها (که قطعا از تمایلات و جهت گیری های خود وبلاگ نویسان تاثیر می پذیرد) به پدیده وبلاگ و وبلاگ نویسی بود.

نام برخی از قالب های محبوب جماعت وبلاگ ساز و وبلاگ نویس از این قرار است:(برای دیدن هر قالب روی آن کلیک کنید)

تایتانیک

آیشواریارای

دوستت دارم

سبز تفنگ

فرشته

Lady

نانسی

رپ

قلب

لاولی

موزیک

شراب عشق

...

یک دید کلی بر عنوان قالبها و شکل و قیافه آنها نشان می دهد که به پدیده ای بنام "وبلاگ" بیش از هرچیز به عنوان جایی برای سرگرم شدن و سرگرم کردن نگاه می شود، و این هم بدون شک، بخشی از فرهنگ درب و داغان ماست که عمده ی استفاده مان از این رسانه، شده نانسی عجرم و نیکول کیدمن و اس ام اس و جک و لاو و کامران و هومن و ...

اینطور نیست؟

+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت توسط رضا |

مثل همیشه یک مدت به منظور عبور از مرحله خطیر امتحان، چند صباحی دور از دنیای مجازی بودیم.

مثل همیشه در دروس مربوط به سیال و حرارت و رینولدز و پرنتل و توزیع دما و مسائلی از این قبیل، ترکمان(به کسر تا و را) زدیم و در مباحث مربوط به دینامیک و ارتعاش و کنترل اتوماتیک و ... درخشان ظاهر شدیم.

اکنون این ماییم و نتایج پایان ترم، و خدایی که در این نزدیکی است!.

از این امور که بگذریم، تصمیم داریم کمی فعال تر و پر حرارت تر به فعالیت در عرصه رسانه بپردازیم. یک عالمه حرف و سخن نگفته داریم که باید بگوییم و الا آینده مملکت به خطر می افتد!

افسوس و صد افسوس که بنا بر ملاحظاتی نمی توانیم با مشخصات و هویت اصلی مان مقاله درج بنماییم(تا به حال عبارت "کلاس ترکی" به گوشتان خورده؟!).

کلی افشاگری هم داریم که ان شاءالله سر فرصت ارائه کرده، دودمان یک عده وطن فروش را بر باد خواهیم داد...

لحظاتی است که یک سوال ذهنمان را مشغول کرده، این که یک نفر گوش هایش را بگیرد و هم زمان اینگونه بخندد به چه معناست؟!

پرزیدنت احمدی نژاد!

پی نوشت: در به در دنبال یک قالب مناسب هستیم تا سر و شکلی به این کلبه بدهیم. اگر "این کاره"اید لطفا در راه خدا کمک کنید...

+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت توسط رضا |